قلم هم گاهي اوقات متحير ميماند. با اينكه عاري از روح و روان است اما گاهي لمس كردن نهايت ايثار شگفتي خاصي را حادث ميكند. قلم و سر تا سر وجودم آكنده از شعف است و از سويي خجل و شرمسار كه ما كجاييم و برخي ديگر كجا! صبح امروز به همت حجتالاسلام مالك و روابط عمومي باشگاه استقلال، مجالي فراهم شد تا تني چند از مسئولين و بازيكنان تيم استقلال ديداري را با جانبازان 8 سال دفاع مقدس داشته باشند. در يكي از چند ديوارههاي خيابان مقدس اردبيلي، مركز توانبخشي جانبازان ثارا... شاهد ديدار قهرمانان و پهلوانان واقعي اين مرز و بوم با بازيكنان و مسئولان باشگاه و تيم استقلال بود.
اميرآبادي، طالبلو و جباري با توجه به محدوديتهاي تمريني و اردويي انتخاب شدند تا در اين ديدار معنوي حضور داشته باشند. اين در حالي بود كه همه اعضاي تيم و باشگاه از علاقه خود براي اين حضور ميگفتند اما حيف كه مجال آن ميسر نبود.
جانباز هيچ گاه به شكايت از گذشته و حال خود زبان نميگشايد. صبر را پاس ميدارد و همواره سرود دلنواز سرور شهيدان را ميخواند كه ميفرمود « الهي رضا برضائك». لحظات معنوي ديدار استقلاليها با اين مردان شكيبا خيلي زود گذشت، تا جاييكه خاطران آنها آنقدر بر قلوب آبيها جلوس كرده بود كه حضار متفقالقول خواستار افزايش زمان حضور بودند.
طالبلو دو پيراهن خود را در كمال خضوع تقديم آن بزرگواران كرد و مهدي و مجتبي هم هر قدر گفتند و خنديدند و شنيدند گويي تشنگيشان تمام نميشد. خاطرات جانبازان از كربلاي 4 و 5 و عمليات ماندگار شلمچه هم گوشهاي ديگر از مراودات لفظي امروزي بود كه گويي 100 سال بر تفكر و اذهان دنيوي ما تاثير گذاشته بود.
وقتي يكي از قهرمانان از حضور 27 ساله خود بر روي ويلچر سخن گفت، عكاس زحمتكش استقلال آن را موازي با بهارهاي گذشته از عمر خود دانست. 27 بهار روي يك صندلي آهني فقط به خاطر يك كلمه عشق...عشق به ناموس و وطن.
آنها به پاي عشقشان بر صندلي نشستهاند، حتي برخي از آنها در بستر توان لحظهاي تحرك را هم ندارند، حتي براي يك لحظه... حتي براي يك لحظه و من و شمايي كه لحظاتمان را براي اين دنياي فاني خرج ميكنيم. آنها پسانداز آخرت ميكنند و ما... بگذريم...
با پرچمهاي آبي در دست از عشق و علاقه خود گفتند. يكي از پهلوانان از جباري پرسيد ميداني در هنگام بازيهاي شما روي تخت چقدر حرص ميخورم؟ مجتبي هم پاسخ اين جمله را حتما در ميدان خواهد داد، نه او بلكه همه سربازان آبي هم وقتي بدانند كه اين رشيدمردان حتي در بستر بيماري هم در ياد آنها هستند مگر ميتوانند بيتفاوت باشند؟!
اقامه اذان ظهر با آن طنين دلنواز پايان اين ديدار سرتاسر معنوي و پر از دلداگي بود. همه بازگشتند و قهرمانان واقعي وطن در جاي خود ماندند. آنچنان كه 8 سال قدمي در برابر ظلم و آتش به عقب برنداشتند. آنها باز هم ماندند تا ما باشيم، تا راحت و آرام روز را به شب برسانيم و چشم بر هم بگذاريم. آنها هستند و هميشه خواهند ماند.
در حاشيه ديدار استقلاليها با جانبازان:
*به گفته عليزاده معاونت مركز توانبخشي ثارا... از شب گذشته شور و شوق وصفناپذيري ميان جانبازان براي ديدار امروز به وجود آمده بود.
*وجود پرچمهاي آبي و پوستر تيم استقلال در دستان جانبازان باعث تعجب و حيرت مسئولان و بازيكنان استقلال شده بود.
*مسئولين باشگاه استقلال پس از اين ديدار بر آن شدند تا چنين بازديدهايي را به صورت ماهانه در برنامه كاري باشگاه و قسمت فرهنگي قرار دهند.
*از نكات جالب غالب بودن تعداد استقلاليها در ميان جانبازان 8 سال دفاع مقدس در مركز توانبخشي ثارا... بود.
*يكي از جانبازان كه از طرفداران سرسخت تيم پرسپوليس بود دقايقي با وحيد طالبلو به كريخواني و شوخي پرداخت.
*چندين فيلمبردار، عكاس و خبرنگار مراسم فوق را تحت پوشش خبري و تصويري قرار دادند.
تهيه و تنظيم: ميلادملكمحمدي