خانه / تازه‌ترین اخبار / خداحافظ پرویز ابدی

خداحافظ پرویز ابدی

خداحافظ پرویز ابدی

داستان مردی از جنس بودن

قصه‌ای تازه برای تألیف

انشایی برای خداحافظی

اما، اما گاهی برای رفتن هم باید آمد

گاهی هم برای ماندن باید رفت

 

تصویر کوچه‌های خاکی تهران تو گرماگرم دهه ۱۳۲۰ و تولد پسرک گندمگون برای فتح فوتبال ما
 

پاییز ۱۳۲۴ محله صابون پزخانه تهران و به قول فروغ فاتح شدم به ثبت اسم خود:

پرویز قلیچ خانی

 

برای بزرگ شدن تو دنیای بزرگی یه جورایی باید تمام بودن را معنا کرد. باید جنگید، باید خواست و باید مبارزه کرد

 

گاهی زمان اجازه رسیدن به واقعیت رو نمیده، اما در مورد اسطوره فوتبال ما زمان جلوتر حرکت می‌کنه و این کلمات هستند که تاب نمیارند، تاب نوشتن برای او و در این راه فقط و فقط زنگ ورزش مدرسه‌های ادیب و حکیم بهتر از هر کسی میتونه روایت کنه استواری و فراز قهرمان دیروز و امروز فوتبال ما رو

 

مدافع متعصب کیان در ۱۷ سالگی همه را مبهوت جادوی خودش کرد جایی که تاج برای خواستنش سر و دست که هیچ، هرچه مانع بود را شکست تا جواهر بیاد کنار قاب ماندگار آبی تهران
 

سه، دو، یک و حرکت در همون کلاکت نخست و بزرگی در سناریوی قهرمانی تاج در آسیا و ایران

بزرگی، بزرگی و بزرگی

 

این‌ها تکرار بازیکن تنومند فوتبال ما تو ابتدای دهه ۵۰ بود

بازی با هر دو پا، قدرت سرزنی و نمایش هنر تو همه پست‌ها از او بازیکنی ساخت که سالها از خودش جلوتر بود…

 

یه وقتایی برای ماندن باید رفت اما قبل از اتمام قصه زندگی جادوی حضور در سه المپیک پیاپی و قهرمانی پیاپی در سه جام ملت‌های آسیا و دبل آقای فوتبال ایران در عنوان مرد سال از پرویز قلیچ خانی نگارشی ماندگار ساخت و حالا باید دوباره به ابتدای قصه بازگشت

 

قصه ای تازه برای تألیف

انشایی برای خداحافظی

کتاب فوتبال ایران تاریخ ثبت بزرگ فوتبال را فراموش نخواهد کرد و می‌توانم امروز بگویم دلم برای تمام کودکی تنگ است، دلم برای تمام قصه‌هایی که بوی بچگی را می‌دهد هم تنگ است، دلم عجیب شور آن روزها را می‌زند

قصه نیمکت، قصه زنگ ورزش، قصه کیان، قصه تاج، قصه المپیک، قصه تیم ملی و قصه حسرت حضور در موندیال ۱۹۷۸

 

و حالا کمی زود دیر شد

قصه خداحافظی

 

خداحافظ پرویز ابدی

دسته‌بندی‌ها

بازنشر در شبکه‌های مجازی

دیدگاهتان را با ما به اشتراک بگذارید