خانه / تازه‌ترین اخبار / بگذار بماند نا‌گفته‌ها برای مانده‌ها
بگذار بماند نا‌گفته‌ها برای مانده‌ها

بگذار بماند نا‌گفته‌ها برای مانده‌ها

۱ روز پیش

یه قصه یه راز یه روایت یه اسم یه تاریخ یه راه پرافتخار یه کتاب یه تقویمی که هر برگش پر از رازهای جسارت بزرگی و بی‌بدیل بودنه…

 

#یادداشت_هفته

 

داستان حد فاصل ۲۳ آذرماه ۱۳۲۸ تا دوم خرداد ۱۳۹۰…

از کوچه پس کوچه‌های پیرانشهر تا هیاهوی تهران

از پرتاب‌های زیر سبد بسکتبال تا نگاه داشتن قفس توری نادر، تاج، شهباز، استقلال و تیم ملی از تلاش برای موازی بودن درس و فوتبال تا تثبیت آخرین نیمکت دانشسرای عالی تهران…
 

یک تیپ خاص، یک روش زندگی منحصر به فرد

یک غرور، که از جنس بزرگی بود تا مهار مهربان…

از سفر به نیم‌کره جنوبی کره زمین و حضور در موندیال ۱۹۷۸ تا تنهایی در غربت داکا…
 

از حس بی‌تکرار چمن سبز ورزشگاه پیر تهران امجدیه در بهار ۱۳۴۹ و فتح همهٔ فوتبال باشگاهی آسیا تا اشک‌های ناپیدای بهار ۱۳۸۰ در ورزشگاه آزادی، که در قامت نفر اول استقلال انتهایی تراژیک داشت…
 

حجازی همیشه راهی رو‌ رفت که دوست داشت و تعریفش از جریان زندگی متفاوت بود…

ناصر حجازی داستان مبارزه با تکرارها در ذهن آدم‌های معمولیه…

روایت انسانی که هم مرد خانواده بود هم بهترین نگاهبان قفس طوری مستطیل سبز و هم بهترین نگاهبان منش انسانی…

 

او با نسل‌هایی خاطره‌سازی کرد که نه فقط فوتبال، بلکه هجی واژه‌هایی چون انسانیت، عزت نفس، منش و وقار راحت‌تر مسیر خود را پیدا کردند…

عقاب قصه ما با پاییز هزار رنگ آمد و با بهار هزار قصه رفت…

و صد البته غربت تنهایی و زخم زبان بخش جدایی ناپذیر تقویم زندگی او شد…

 

حالا برای این همه سال که او را نداریم روایت می‌کنیم…

آمدم تا بدانم…

بودم تا ببينم…

ماندم تا ياد بگيرم و بتوانم…

فرصتی نيست برای گفتن ناگفتهها…

پس بگذار بماند ناگفتهها برای ماندهها…

 

نویسنده: مهدی واعظی